۱۳۹۷ مرداد ۳۰, سه‌شنبه

ماجراهای خدا و ابراهیم قسمت آخر

خدا: ببین سرشو میبری یا نه بالاخره ما منتظریم؟
ابراهیم: من دارم زور میزنم نمیبینی مگه
جبرئیل: درست زور نمیزنی. مشخصه کاملا
ابراهیم: دیگه چقدر باید زور بزنم. شاخ رستم که نیست گردنه.
خدا: بیخیال شو آقا جان نخواستیم. یه نفرو خواستیم سر ببری بخاطر ما. به خودتم میگی پیغمبر
جبرئیل: درسته. اینم عرضه آدم کشی نداره. باید صبر کنیم تا خود محمد بیاد.
خدا: آره ولش کن. بیا این گوسفند رو بکش بخور بلکه جون بگیری نفله.
ابراهیم: دمتون گرم. خیلی حال دادین واقعا

***

ساعتی بعد...

بچه: پدر چی شد کارد نبرید؟
ابراهیم: نه کسخل کاردو پشت و رو گرفته بودم. صداشو در نیار.

۱۳۹۷ مرداد ۲۸, یکشنبه

کودتای جهل و شرع نه کودتای امریکایی

جناب اقای ظریف. کودتای ۲۸ مرداد نتیجه اتحاد استبداد و شرع مقدس بود. نه نتیجه دلار های امریکایی.  ممکن است امریکایی ها امروز با ژست ابرقدرتی حتی با افتخار بگویند که ما بودیم که کودتا کردیم. اما به گواه تاریخ اگر روحانیت شیعه و جاهلان حامی استبداد در بازار نبودند هیچ نیروی داخلی که قادر به ساقط کردن دولت مصدق باشد وجود نداشت که امریکا بتواند روی ان سرمایه گذاری کند.
مگر ما امروز میتوانیم در امریکا و اروپا کودتا کنیم؟ مسلما مشکل در فقدان منابع مالی نیست بلکه در این جوامع بنیاد های ضد دموکراسی هیچ جایگاه اجتماعی و بویژه سیاسی ندارند. شما که با ان لبخند حقیرانه تان فکر میکنید جای مصدق تکیه زده اید. شما حتی در قواره کاریکاتور مصدق هم نیستید.

۱۳۹۷ مرداد ۲۵, پنجشنبه

ترامپ و دوستی خاله خرسه!

لابد این آقای ترامپ هنوز نمیفهمد یا نمیداند که مردم ایران  - به غیر از یک مورد قیام مزدکیان در عصر پیش از اسلام - هیچگاه در طول تاریخ بدلیل بحران اقتصادی انقلاب نکرده اند. برعکس همه جنبش های تجدد خواهی در ایران زمانی شکل گرفته اند که ثبات نسبی اقتصادی بر ایران حاکم بوده. و زمانیکه ما در فلاکت اقتصادی بودیم، دیو مذهب از جامعه سر بیرون آورده و از اساس کشور را گرفتار خود کرده تا در گذر زمان به قهر طبیعت یا سیاست اوضاع اقتصادی تغییر کند. به عبارت دیگر وقتی ما شکممان سیر میشود تازه یاد آزادی میفتیم و وقته گرسنه ایم یاد خدا و ائمه میفتیم بلکه به دادمان برسند.
یک نفر این قضیه را برای آقای ترامپ توضیح بدهد. گرسنگی ما نظام جمهوری اسلامی را ساقط نخواهد کرد. بلکه جامعه را به حکومت وابسته تر و مذهبی تر و فساد را موجه تر و عقب ماندگی و بدبختی را گسترده تر خواهد کرد.

۱۳۹۷ مرداد ۲۴, چهارشنبه

پس این اپوزیسیون لعنتی کجاست؟



ساعت 15:08 امروز پانزده اگوست 2018 مطابق با بیست و چهار مرداد 1397. هنوز نمیدانم کدامیک از این نیروهای اپوزیسیون در خارج از کشور جایگزین مناسب و لایقی برای حکومت امروز ما هستند. واقعا دوست دارم دلم به یکیشان خوش باشد. اما هرچه فکر میکنم هیچکدامشان را نمیتوانم بپذیرم. یکی یکی برای خودم مرورشان میکنم...

رجوی ها
حتما از اینکه ببینند به آنها مجاهد نمیگویم کهیر میزنند. آخر اینها خودشان را مجاهد میدانند. آن هم مجاهدین خلق! حقیقت عرض کنم. بنده نگارنده نه ارادتی به جهاد دارم نه انگیزه ای برای مجاهدت در راه اصول شرع اسلام. خلق هم که ما هنوز نفهمیدیم مرادشان خلق الله است یا توده خلق! چون این دو لاقل روی کاغذ خیلی باهم فرق دارند. کمی که این پازل را بالا و پایین کنیم میشود گفت اینها کماکان همان جمهوری اسلامی هستند که خب پشت و رو ترجمه شده. بجای جمهوری از واژه خلق استفاده شده و بجای اسلام هم از جهاد. این عزیزان در بین خودشان هم دموکراسی ندارند بعد مدعی اند که برای ایران دموکراسی میخواهند. نشنیده و ندیده ام که این جهادگران مخلص خلق یک انتخابات درون حزبی برگزار کنند و یک بنده خدای جدید را لاقل به رهبری خودشان انتخاب کنند. رهبرشان زنی است که سرش را به دستور اسلام پوشانده و لیکن پاچه هایش لخت است! وقتی شوهرش مرد نه پیام تسلیتی از این خانم درامد. نه حتی خبری آمد که این آقا که رهبر گروه بوده مرده! گویا عاقبت رهبر فقیدشان هم یکی از رازهای تشکیلاتی بوده که برملا شدنش برای سال ها به صلاح نبوده است. اینها از طرفی مدعی تکثر گرایی هستند، و از سویی اندک انحرافی از گروه را خیانت تلقی کرده و بشدت مورد عتاب و تنبیه قرار میدهند. ما نفهمیدیم اینها تابع چه هستند. از کدام آخور میخورند و چگونه است که در طول این سال ها چه در داخل و چه در خارج از ایران هرکه مخالف نظام بود یا خفه شد یا خفه خون گرفت اما اینها همچنان سرحال و قبراق کمپین برگزار میکنند و خود را مدعی حکومت میدانند. میدانید، گاهی میتوانیم بالعینه ببینیم که پول ها را به چه کسی داده اند. مخصوصا وقتی سخنران از افراد تراز اول مملکتی باشد و با ذوق و شوق محیر العقولی از اینها حمایت میکند. ولی حقیقتش کمی دشوار است بدانیم پول ها از کجا میاید. بدتر از آن اینکه وجود رجوی ها بهانه ای شده بدست حکومت که هر مخالفی را به جرم تبعیت از مجاهدین یا بقول اینها منافقین  یا هر کوفت و زهرمار دیگری  دستگیر و محاکمه کنند. اینست کارکرد این گروه از اپوزیسیون ما. به خلق و خوی منش سیاسی اینها که نگاه میکنید جز حاکمیت ایدئولوژی نمیبینید. همراهی با صدام در حمله به خاک ایران اگر نتیجه قدرت طلبی نیست پس نتیجه چیست؟ نتیجه حاکمیت ایدئولوژی؟ نتیجه خیانت پیشگی؟ خوب اینها را که حکومت جمهوری اسلامی بسیار بهتر از رجوی و یارانش میداند. بنده نگارنده شخصا واهمه دارم که کشور را بدست اینها بدهیم. آخوند نیستند اما میترسم روزی برسد که بگوییم کاش آخوندها برگردند.

پهلوی ها
آیا صرف اینکه فردی فرزند پادشاه یک مملکت باشد الزاما میتواند یک رهبر سیاسی هم باشد؟ تردید در این موضوع نه فقط مختص من است که درواقع خودِ پادشاهان هم در اکثر سلطنت های تاریخ همین شک را داشته اند. بهمین دلیل افرادی مانند صدر اعظم یا وزیر را منصوب میکردند که به آنها در مملکت داری مشاوره بدهند یا در سیستم مشروطه، سکان سیاست مملکت را بدست بگیرند. آن ها این کار را زمانی میکردند که در راس قدرت بودند و طعم قدرت مطلقه را جز به تنهایی نمیتوانستند بچشند. نه زمانیکه در غربت و تبعید بسر میبردند. راستش برای بنده غیر قابل هضم است که یک نفر خودش را صرفا بدلیل اینکه فرزند پادشاه است یک رهبر سیاسی تلقی کند و هیچکس را نه بعنوان نماینده نه سخنگو یا امثالهم به مردم معرفی نکند. هربار خودش کت و کروات بزند و شیک و مجلسی با رسانه ها گفتگو کند. البته ابراز عقیده و موضع گیری حق شهروندی هر فردی است. اما اگر او بعنوان وارث سلطنت حاضر نیست که تحلیل سیاسی را به نماینده اش واگذار کند چگونه میتواند قدرت سیاسی را به غیر تحویل دهد. برای ملت ایران رضا پهلوی وارث تاج و تخت است. او بعنوان یک پادشاه مشروطه محترم است. اما اگر او نمیتواند امروز که آنسوی مرزها در تبعید است به "تمرین پادشاه مشروطه بودن" بپردازد. آن هم با معرفی افرادی که بجای او ابراز نظر و تصمیم گیری کنند، چگونه ممکن است که در خاک ایران به حکومتی مشروطه پایبند باشد؟ هرچند سکولار بودن او جذابیت زیادی دارد و من هم مثل هر ایرانی دیگری که از حکومت تحمیلی اسلامی سیر شده، جان به لب هستم. اما این کمینه انتظار از یک وارث تاج و تخت است که برادری اش را با حکومت مردمسالار به شکلی اثبات کند و بعد مدعی تاج و تخت شود. بنده ایرانی هیچ علاقه ای ندارم که رضاشاه تبدیل به رییس جمهور ما بشود. با خلقیاتی که در او میبینم این جز مایه نگرانی نیست. او میتواند بعنوان پادشاه مشروطه ایران تاجگذاری کند و شخصیت محترمی باشد. اما شرکت کردن او بعنوان یک نامزد در انتخابات جز به معنای بهره برداری از نام و رسم پادشاهی در جهت کسب قدرت نیست. میترسم بگویم این یعنی بازگشت به عصر استبداد و بعد عده ای بگویند ایکاش آن عصر برگردد. اما عزیزان، بازگشتن آن عصر همان و یک انقلاب اسلامی دیگر همان!

چپوی ها
ما که دیگر چپ نداریم. یک عده چپکی یا بقولی چپوی داریم که گاهی در گوشه ای دور از چشم بقیه خودزنی میکنند. بعضیشان هم هستند که گویا شیزوفرنی گرفته باشند در بحران های سیاسی صداهایی میشنوند که ما هرچقدر گوشمان را تیز میکنیم، نمیشنویم. طنز روزگار اینست که این جماعت که میگویند قدرتشان در اتحاد توده هاست خودشان در اختلاف و فرقه گری کم از اسلام ناب محمدی ندارند. دو نفر از اینها را نمیشود پیدا کرد که یک حرف و برنامه داشته باشد. فلانی میگفت این چپ های وطنی تنها چیزی که از ممالک کمونیستی یاد گرفته اند همانا عرقخوری و مست کردن و تگری زدن است. اصولا تا مست نکنند هم بحث نمیکنند. چون آدمِ مست هرچه میگوید فکر میکند درست است. مست نباشند انگار همه ایدئولوژیشان غلط و غلوط و جفنگ میشود.میدانید، کسی نیست که از شکاف طبقاتی و بحران های اجتماعی در ایران بی خبر باشد. هیچ آدم شریفی نیست که از اینها متاثر نباشد. اما چطور میشود به این مدعیان حقوق کارگر و طبقه مستضعف که در عین مستی به تئوری سرایی و فاضل نمایی مشغولند اعتماد کرد؟ بعضیشان که نمیدانم جنسشان چه بوده پرچم فلسطین را آواتارشان میکنند. یک عده شان هم انگار هنوز فکر میکنند روسیه یک کشور کمونیستی است و از اینکه ایران زیر روسیه خوابیده چندان هم ناراضی نیستند. آقایان بیدار شوید. داستان شوروی تمام شد رفت پی کارش. البته ما آنقدر هم تنک اندیش و ظاهربین نیستیم که بگوییم سوسیالیزم تمام شده. اصلا مگر فریاد انسان برای گرفتن حقش به بلندی تاریخ نیست؟ بگذارید فریادش برای گرفتن حقی باشد که خود تعریف میکند. شما چپکی هایی که امروز از کرده دیروز نادمید. لاقل امروز به قول معروف انیشتین که از اتفاق سوسیالیست هم بود رسیده اید که میگفت «دو چیز انتها ندارند. یکی گستره کائنات و دیگری حماقت بشر. درباره اولی مطمئن نیستم!» لاقل امروز دیگر مطمئن نیستید که ایدئولوژیتان بهترین است. اگر همین تردید که شما امروز به ایدئولوژیتان داشتید این ملت وامانده که سنگش را به سینه میزنید به اسلام ناب محمدی داشت، میتوانستیم همدیگر را مثل هموطن، برادر یا به قول شما رفیق تحمل کنیم. میتوانستیم با هم حرف بزنیم، انتقاد کنیم و اشتباهاتمان را بپذیریم.

خوشتیپ ها
شاید رجوی و پهلوی و چپوی ها گاهی به مدد رهبران کاریزماتیک بتوانند مردم را بشورانند. آدمها را به خیابان بیاورند و یک عده را جلو بفرستند و خودشان پشت درخت پنهان شوند و جز چند انگشت و یک چشمشان پشت تنه درخت، کسی اثری از ایشان نبیند.
اما وقتی کاریزما نباشد، آنوقت چند منقل نشین وراج ماهواره ای که حرفهایشان را هر کودک و مهجور العقلی میتواند به نقد بکشد، با کدام اندوخته اجتماعی میتوانند دست به تحول بزنند؟ امثال نوریزاده و سازگارا و دیگر بزرگان قبیله بنی وافور جز اینکه ابزار سرگرمی و دلخوشکنک مردم پای تلویزیون باشند چه کارکرد دیگری داشته و دارند. آن از پروژه فوق پیشرفته الله اکبر گویی بر پشت بامشان که ناچارمان کردند به اکراه حرفی را که اجدادمان برای نگفتنش چند جنگ خونین تدارک دیدند و صدها هزار نفر جان دادند که ما الله اکبر نگوییم تا به زندان اسلام نیفتم را به ندای آزادیمان بدل کردند! آقایان این شعار تخماتیک بی معنی و بی سروته را به شعار یک جنبش طالب مدرنیته بدل کرده مارا که در خیابان داشتیم نظام را به درک واصل میکردیم به پشت بام خانه فرستادند که مثل بلال حبشی اذان بگوییم آن هم با ترس و لرز!  این ها که انگار در پیشگویی گوی طالع بینی را از نوستاراداموس دزدیده اند قریب دو دهه است که هر روز میگویند بزودی رژیم میرود پی کارش. دو دهه است که قرار است ماه آینده آمریکا حمله کند. دو دهه است که قرار است ماه آینده کشور از هم فروبپاشد و سران نظام همه به ماداگاسکار و جزیره پنگوئن ها در قطب جنوب فرار کنند. دو دهه است که این ها را میبینم و خودم را میبینم و سران نظام را که همگی داریم پیر میشویم و اتفاق خاصی نمیفتد.
ما ملت شوربختی هستیم
چون آدمهایی که میتوانند برای ما کاری کنند را نمیشناسیم. بنظرم آنها خودشان هم از شناخت تواناییشان غافل مانده اند. در این میدان باقی مانده آنهایی که به جبر رسانه ای و عادت زمانه به خانه هایمان راه داده ایم. همان ها که از بخت بدمان اصولا توان یا قصد انجام کاری برای ما ندارند.

x


۱۳۹۷ مرداد ۲۲, دوشنبه

فیلتر نظرات ایرانیان خارج از کشور در سایت عصر ایران

امروز به سایت عصر ایران سر زدم تا برای یکی از خبرها نظر بگذارم. اما در کمال شگفتی ملتفت شدم که امکان ارسال نظر 
.برای من وجود ندارد.نه از روی لپ تاپ نه گوشی نه جای دیگر. فقط نمیدانم اینهایی که با پرچم امریکا و المان آن زیر نظر داده اند کجا هستند..


۱۳۹۷ مرداد ۱۶, سه‌شنبه

مناظره ی قرن: تقابل نولیبرالیسم و شیعه جعفری


مجری:
خیلی خوشوقتیم که باز هم در خدمت شما عزیزان هستیم. امروز دو مهمان ارجمند داریم. دو بانوی گرامی از دو طیف و دو دیدگاه متفاوت که خوب.. مفتخر هستیم که نظرات و ایده های این عزیزان رو درباره برخی مسائل زناشویی انسان با نگاه ویژه به رابطه جنسی خارج از ازدواج جویا بشیم. یکی از این عزیزان از سنگر مستحکم اسلام ناب محمدی با ارادت ویژه به آموزه های این دین الهی در باب ازدواج موقت یا همان متعه به دفاع خواهند پرداخت و مهمان دیگر برنامه از دید نولیبرال با بینشی عمیق به آزادی های بلامنازع انسان بر این کره خاکی با عنایت به حق انسان بر مالکیت بر بدن خود.
بانو زهرا، عضو هیئت مدیره بنیاد مخلصین الحسین و نایب رییس جمعیت اسلامی لذت حلال ، و بانو آناهیتا، برنده مدال حقوق بشر از سازمان زنان بدون مرز. و یکی از معدود نامزدهای مدیرعامل شرکت قاچیران. در خدمتشون هستیم. خیلی خوش اومدید به برنامه
زهرا: با سلام و صلوات بر محمد و آل محمد و آرزوی عجل آقا امام زمان یگانه منجی عالم بشریت و طول عمر  با عزت برای خلف برحق ایشان. بنده هم سلام دارم خدمت شما و میهمان محترم و همچنین مخاطبین عزیز برنامه. در خدمتم.
آناهیتا: با درود بنده هم ضمن عرض ادب به تمامی زنان آزاده کشورم که در راه آزادی هایشان همه چیزشان را میدهند و حق خود را همانقدر که هست دریافت میکنند. نه مدعی بیش هستند و نه راضی به کم، تشکر میکنم بابت دعوتتون به برنامه. امیدوارم حضورم مفید واقع بشه.

مجری: بسیارعالی... با سرکار بانو آناهیتا شروع میکنیم. سراپا گوش هستیم. بفرمایید.

آناهیتا: خیلی متشکرم..اجازه بدید اول به مفهوم ازادی از منظر نولیبرال بپردازیم و سپس وارد بحث روابط جنسی آزاد بشیم.
مجری: بفرمایید
آناهیتا: من فکر میکنم برای اینکه به آزادی برسید اول باید به درک درست از آزادی برسید. فردی که به درک درست از آزادی رسیده مهم نیست چرا رابطه جنسی داره. هرشکل رابطه جنسی که فرد در مقام یک انسان آزاد داشته باشه حق اوست و غیر قابل انکار.
مجری: که اینطور... نظر شما چیست بانو زهرا؟
زهرا: ممنونم.. اتفاقا با مهمان محترم برنامه تا حدود زیادی هم عقیده هستم. با ذکر این واقعیت که آزادی های انسان باید توسط ذات حق تعالی که عالِم به نیازهای انسان هستند تعریف بشه نه توسط خود انسان. فقط خداوند متعال هست که بر نیازهای انسان احاطه کامل داره.
آناهیتا: البته موضع این مهمان عزیز کاملا قابل پیش بینی بود. ایشون معنای آزادی رو با موهومات مذهبی خلط میکنند و نتیجتا بنیان آزادی رو زیر سوال میبرند.
زهرا: اتفاقا جنابعالی که بدون بهره گیری از علم لایزال الهی و صرفا با تکیه به معلومات محدود خودتون اقدام به تعریف آزادی میکنید، در واقع مفهوم آزادی رو زیر سوال میبرید.
مجری: خوب بگذریم از این مسائل.. اجازه بدید به موضوع اصلی برنامه بپردازیم که رابطه جنسی خارج از ازدواج هست. سرکار خانم آناهیتا لطفا نظرتون رو بفرمایید.
آناهیتا: بنظر بنده. انسان مالک بدن خودش هست و این آزادی رو داره که هرکاری با این بدن بکنه. میتونه این بدن رو تغییر شکل بده. میتونه اون رو بفروشه. میتونه دور بندازه.
مجری: آیا فروختن بدن در ازای دریافت وجه نقد. به معنای روسپیگری نیست؟
آناهیتا: بله خوب این تعریف روسپیگری است اگر شما در قبال رابطه جنسی بدنتون رو بفروشید نه اینکه مثلا بعنوان مدل تصویر عریان بدنتون رو بفروشید یا هرعمل دیگری. اون اسمش روسپیگری نیست.
مجری: اما موضوع برنامه گزینه اول هست...
آناهیتا: ببینید. اینکه شما توانسته اید آزادانه بدن خود را بفروشید یعنی شما علی القاعده حق داشته اید که این رو آزادانه انتخاب کنید. این بیانگر درک صحیح و نیز استفاده صحیح شما از آزادی است. البته رابطه جنسی بطور کل با هدف تامین مالی رخ نمیده. این رابطه میتونه هدفش مالی باشه. میتونه نباشه.
مجری: نظر شما چی هست بانو زهرا؟
زهرا: بنظر من بعضی ها متاسفانه معنی حلال و حرام خدا رو درک نمیکنند. معنای حلال و حرام خدا اینست که شما با رعایت دستورات الهی در واقع به یک گنجینه عظیم از معارف و دانش الهی دسترسی دارید که خودتان از آن بی اطلاع هستید. اینکه انسان مالک بدن خودش هست که شکی در آن نیست اما مالک اصلی خداست که او را خلق کرده و او درباره روابط جنسی نیز قوانین را بر مبنای خلقت وضع کرده و ما باید شکرگزار خداوند باشیم که ما را در میان اینهمه جهالت و گمراهی تنها رها نکرده.
مجری: پس میفرمایید رابطه جنسی خارج از ازدواج باید برمبنای دستورات خداوند باشه؟
زهرا: دقیقا همینطوره. البته جسارت نمیکنم به مهمان عزیز برنامه بنده با اون بخش که فرمودند هدف اصلی از رابطه جنسی پول نیست موافقم. اما  گویا برخی شعور کافی برای درک  فلسفه عمیق مفاهیم الهی رو ندارند. آزادی رو خدا تعریف کرده. مهم اینه که لذت شما حلال باشه. بنده هم تکرار میکنم اینکه بخاطر رابطه جنسی خارج از ازدواج در قالب صیغه، الزاما پول رد و بدل نمیشه. مهم انطباق با شریعت اسلامه.
آناهایتا. بله اصولا مهم نیست که بخاطرش پول گرفته بشه یا گرفته نشه. اما بنظر من مهم اینه که انسان آزاد و به اختیار باشه. یعنی تابع قوه ثالث نباشه. اینکه شما آزادی رو نمیفهمید بنوعی شاید اشکال خلقت خدا هم هست...
زهرا: فقدان شعور...

مجری: .. خیلی ببخشید صحبتتون رو قطع میکنم .. سوالی پیش اومد...
آناهیتا: بفرمایید.
مجری: اگه مهم نیست پول گرفته بشه یا نشه... پس چرا بعضیا بخاطر رابطه جنسی پول میگیرن ؟
زهرا: خوب ... بدون پول که نمیشه زندگی کرد آقای محترم. غیب میگین؟
آناهیتا: والا بخدا مجری رو میبینین؟. همین مردایی مثل شما هستن که فکر میکنن باید با هر زنی بخوابن و پول هم ندن.
زهرا: تازه شما پول ندی اصلا لذتت حلال نیست.. تا مرد مهریه رو تسویه نکرده صیغه هم درکار نیست.
آناهیتا: چطور میتونی حق یک انسان آزاد رو نادیده بگیری. من به شما خدمات جنسی میدم و اون پول حق منه.
زهرا: واقعا که.
آناهیتا: شرم آوره
مجری: بنده عذرخواهی میکنم. سوال بود دیگه. گاهی میاد تو ذهن
زهرا: شما کلا حرف نزنی بهتره.
آناهیتا: منم موافقم. شما مجری هستی. صاحب نظر که نیستی.
زهرا: بله. شما اون دهنت رو ببند حرف نزن.
مجری: چشم.


 ***  

آناهیتا رو به زهرا: خوب بگو ببینم چی زر زدی؟ داشتی میگفتی من شعور کافی ندارم؟
زهرا: بله شعور داشتی که حلال و حرام خدا رو زیر سوال نمیبردی
آناهیتا: بله.... زیر سوال میبرم ببینم چه غلطی میخوای بکنی..
زهرا: دوس داری بری به جهنم؟ دوس داری همه بهت بگن جنده؟
آناهیتا: جنده اون ریختته زنیکه صیغه ای. من مدل هستم. خدمات جنسی ارائه میدم.
زهرا: چه گهی میخوری؟ خدمات چی ارائه میدی؟ ببین با چه رویی هم میگه. یه روز امام حسین کمرت رو میزنه. بد هم میزنه.
آناهیتا: امام حسینت اگه پول داره بگو بیاد خودم کمرشو خالی میکنم.
{زهرا به سمت آناهیتا خیز برمیدارد... مجری با دودست اشاره میکند که آرام باشند. زهرا سر جایش مینشیند.}

***

زهرا: ما مث شما نیستیم وقتمون رو از سر راه اورده باشیم و دنبال این و اون بدویم.ما ماهانه کار میکنیم. یعنی مثل یه خانوم عفیفه ازدواج میکنیم اونم با یک نفر. خرجمون رو هم آقا میده تا چشت دراد. اونوقت شماها چی؟ مرد بدبخت یه ساعت تلنبه میزنه آخرشم آبش نمیاد بهش میگی برو وقتت تموم شد. بسکه گشادی. بسکه بوی گند میدی. بسکه زشت وایکبیری هستی.
آناهیتا: تو واسه وقت ارزش قائلی عنتر؟ تو که یه ماه کلا میخوابی زیر یه نفر واسه وقت ارزش قائلی؟ من مثل یک خانوم متشخص با یک آقای جنتلمن برای یک ساعت قرار میذارم. ایشون هم انقدر با شخصیت هستن که اگه ارضا نشدن یا وقتشون رو تمدید میکنن یا تشریف میبرن. میدونی چیه زنیکه؟ آخه کلا با من بودن خودش لذته. نه تو که مثل سنده میفتی میگی بیا بکن. تو چه میفهمی این چیزا رو بدبخت عقب مونده.
زهرا: تو میفهمی. تو خوبی. همین شما بازار آزادیا نون حلال مارو آجر کردین. نه حلال و حروم سرتون میشه. نه فکر سلامتی خودتون و جامعه هستین.
آناهیتا: تو خودت با این سطح شعور و فرهنگت کار خودت رو کساد کردی. حلال و حروم بخوره تو سرت. فکر کردی اون توله های که باهاشون میخوابی و همشون بوی گند عرق میدن خیلی تمیزن یا عربای عراقی؟
زهرا: از اون بچه ... لاالالله .. دهن آدمو باز میکنی. از اون تخم حرومای بالاشهری که تایلندو آباد کردن و تو میخوابی زیرشون تمیز ترن. همه شوهرای من بچه هیئتی. با معرفت. اهل نماز و روزه. ذکر هم میگن. آدمو آروم میکنن.
آناهیتا: بعید میدونم کسی تورو آروم بکنه...
***
زهرا: میدونی چیه. یکی از عللی که ما از شما با شرف تریم اینه که هیچوقت با چند تا مرد یجا صیغه نمیشیم. فقط یه نفر صیغه ما میشه. ولی کثافتایی مثل تو با چند تا مرد همزمان میخوابن اسمشم میذارن گروپ. انگار اگه فرنگی بگن عمل حرامشون توجیه میشه.
آناهیتا: چیه حسودیت میشه؟ دلت چند تا میخواد اسلامت بهت نداده؟ نه که شوهر شما گروپ نمیره با زنای صیغه ایش و زن خودش و همه با هم.
زهرا: نوش جونش که با زناش میره. داره لذت حلال میبره. معلوم میشه تویی که داره حسودیت میشه؟ بدبخت!
آناهیتا: بدبخت تویی که 40 روز باید منتظر بخوابی تو دبه ترشی تا یه مشتری دیگه پیدا کنی. ما از آزادیمون استفاده میکنیم. مثل تو خودمون رو زندانی اسلام نکردیم. 40 روز که هیچ، یه ساعت هم صبر نمیکنیم.
زهرا: نخیر خانوم. هیچ ضرورتی نداره که 40 روز صبر کنیم.
آناهیتا: بله میدونم ضرورتی نداره. واسه بازارگرمیتونه. ادای تنگا رو در میارین.
زهرا: نخیر. برای اینه که میتونیم بجاش عدم دخول بریم.  اینجوری 40 روز عده هم نداریم. بله خانوم آزادیخواه. اسلام فکر همه چیز رو کرده.
آناهیتا: تو گفتی و منم باور کردم.
زهرا: من نصف عمرم عدم دخول بودم. هیچ مردی اجازه نداشت آلتشو تو هیچ جای من فرو کنه. اما تو چی. همه جات آش و لاش شده.
آناهیتا: آره میگفتی عدم دخول. پاش میفتاد تا دسته میکردیش تو.
زهرا: بی تربیت. مهم نیت انسانه. من نیتم عدم دخول بود. دیگه اون عوضی هرچی کرد گناهش به گردن خودشه.
آناهیتا: خوبه ما لاقل گناه گردن کسی نمیندازیم. ما داریم از آزادی هامون استفاده میکنیم. من آزادم که تنم رو بفروشم. دوس دارم میفروشم. به کسی هم ربطی نداره که حلاله یا حرام.
زهرا: عدم دخول که ندارین.  
آناهیتا: اونم داریم... خیالت راحت.
زهرا: جدی؟ از اسلام دزدیدین دیگه؟
آناهایتا: نخیرحاج خانوم. اسمش ماساژ اِروتیکه. حتما فکر کردی ماساژ رو هم اسلام اختراع کرده؟ طرف سکس کامل نمیخواد ما هم ماساژش میدیم که خودش یپا هنر هم محسوب میشه. البته آخرش یه چیزی به اسم هپی اندینگ هم داریم که خوب نمیشه بهش گفت سکس کامل.
زهرا: تو از همون اول که دست به اون مرد میزنی داری گناه میکنی بدبخت.. هپی اندینگ؟ وقتی رفتی جهنم سرب داغ ریختن تو مقعدت میفهمی هپی اندینگ چیه.
آناهیتا: زنیکه بی چاک و دهن لاشی. تقصیر من نیست که جنابعالی ماساژ بلد نیستی. مث تاپاله میفتی میگی بذاره لای پات. میدونم که. با دوتا مرد متشخص نخوابیدی که لاپا حال نکنن. چارتا بچه کم سن زن ندیده به لاپا راضی میشن. آدم حسابی که لاپایی نمیره.
زهرا: بعله آدم حسابی تورو گیر میاره و جر میده. از عقب و جلو ترتیبت رو میده. اینه آدم حسابی.
آناهیتا: نخیر آدم حسابی برای لذت خودش و دیگران ارزش قائله.
زهرا: خوبه.. پس لذت ببر از جر خوردن
آناهیتا: نه .. تو چون ماساژ بلد نیستی عقده ای شدی.
زهرا: ماساژ هم بلدم. ماساژ هم میدم. حالا فکر کردی ماساژ میدی چیزی از گناهانت کم میشه؟
آناهیتا: بهتر که نمیشه. همین شما احمقای سبک مغز هستین که هرچی لذته کوفت آدم میکنین. هی میگین گناه گناه. زهر مار گناه. درد بی درمون و گناه.
زهرا: اگه زن بیچاره ای مثل تو طعم لذت حلال رو میکشید انقدر پی گناه نمیگشت واقعا متاسفم برات. همین آقای مجری رو میبینی. کاملا مشخصه که یه فرد پایبند به اصول اخلاقی و شرعی.
آناهیتا: بله و معتقد به حق انتخاب و آزادی انسان.
زهرا: آزادی هایی که خدا و شرع مقدس تعیین کرده.
آناهیتا: اصلا بذار از خود این آقای مجری بپرسیم.
زهرا: بپرسیم.
آناهیتا: آقای مجری. بنظر شما..


***


مجری: خیلی ببخشید خانوما ... راستش موضوع دیگه ای هست که الان ذهن منو به خودش مشغول کرده
آناهیتا: بگو جانم...
زهرا: بفرمایید؟
مجری: میخواستم بدونم...
آناهیتا: چی رو بدونی؟
مجری: ببخشید البته جسارته...
زهرا: بگو دیگه...
مجری: میتونم بپرسم خانومای عزیز وقت دارن آیا بنده در خدمتشون باشم؟
زهرا: درخدمتون باشی؟
آناهیتا: آهااااا. ای شیطون. تو هم از مایی پس
زهرا: از شما کجا بود. از ما هستن ایشون. اون یخه رو ببین. ته ریش رو ببین. کروات هم که نداره.
آناهیتا: گمشو بابا با اون تعریفت متظاهرانه ات. لابد آندره بوچلی هم بسیجی بوده.. توی جنگ شیمیایی خورده چشماش کور شده.
زهرا: کی هست حالا این بوچلی؟
آناهیتا: خوانندس. خیلی صداش سکسیه.
زهرا: زنک بی حیا. صدا باید روحانی و معنوی باشه.
آناهیتا: ببین! من با تو به هیچ شکل کنار نمیام...
زهرا: به درک که کنار نمیای. خوشا به سعادت من.
مجری:... ببخشید خانوما... از موضوع اصلی پرت نشیم...












***
آناهیتا: خوب... وقت من که پره
زهرا: وقت منم پره
مجری: زیاد وقتتون رو نمیگیرم. در حدود 250 تومن میتونم در خدمتتون باشم.
آناهیتا: من زیر 300 عمرا کار کنم
زهرا: چه غلطا.. منم زیر 400 کار نمیکنم.
مجری رو به آناهیتا: خوب شما فرمودین 300؟
آناهیتا: 300 فقط برای نیم ساعت منه. حاضری بیا
مجری رو به زهرا: شما فرمودین 400 برای یک ساعته؟
زهرا: وقتی این بوزینه نیم ساعت 300 تومنه. من حوری بهشتی باید ساعتی 400 باشم آخه. تو خودت میفهمی چی میگی؟
مجری: ببخشید جسارت شد. چقدر پس؟
زهرا: من 650 یک ساعت.
مجری: یکم زیاده راستش
زهرا: نمیتونی بدی برو با اون 300 نیم ساعت
مجری: وقتش کمه واقعا
زهرا: اسپری نزنی اوکیه. عدم دخول که نیست. هه هه.
مجری به آناهیتا: فرمودن شما با دخول 300 هستین
آناهیتا: مرد حسابی این فقط ماساژ کف پا بود 300. با فرنچ کیس و روغن تایلندی میشه 500.
مجری: هپی اندینگ هم داره؟
آناهیتا: با هپی اندینگ میشه 700 تومن
مجری به زهرا: شما 650 بودین با دخول؟
زهرا: دخول فقط دهانی.
آناهیتا: هااااااا چی شد دهانی که مکروه بود؟
زهرا: به تو ربطی نداره. تو اصلا مگه مکروه میدونی چیه؟ شوهرمه دوس دارم هرکار دلش میخواد براش بکنم.
مجری: هرکاری دلم بخواد میکنیم؟
زهرا: تو خفه شو مگه با تو حرف زدم
مجری: چشم... فرمودین پس فقط دهانی هست رابطه مون؟
زهرا: نه پس بیا یه بچه هم بکار تو شکمم. اصلا میدونی حکم بچه صیغه چیه؟ میشه بچه خودت احمق
آناهیتا: آره... تازه از یه همچی الاغی جز کره الاغ در نمیاد
زهرا: هرچی باشه لاقل حرومزاده نیست.
***
مجری: میگم یه عرضی ...
زهرا: چته بابا تو هم نمودی مارو؟
مجری: خواستم بگم ... بنظرم ما با هم به تفاهم نمیرسیم
زهرا: با منی؟
مجری: خیر... با هردو شما عزیزان
آناهیتا: گمشو بابا مرتیکه گدا گشنه
زهرا: بگو پول ندارم ..بدبختم.. زنم منو میزنه
آناهیتا: هرچی گاگول هیچی نداره به ما میخوره. دریغ از یه آدم حسابی.
زهرا: والا بخدا. یه ساعته داره چونه میزنه خجالت هم نمیکشه
آناهیتا: همونو بگو. پاشو بریم خانومی. اینجا جای ما نیست
زهرا: آره داره وقتمون هم تلف میشه. کلی کار داریم
آناهیتا: بریم که همه منتظرن
زهرا: بریم.